تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
211
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
بعضى از احكام اجزاء ماهيت اين غرر در بيان فرق بين جنس و فصل و ماده و صورت عقليه و بين ماده و صورت خارجيه است . چنان كه سابقاً گذشت : فلاسفه و اهل منطق و معقول ، بىجا به شرط لا و لا به شرط را اعتبار نكردهاند كه تنها ثمرهء آن در نذر ظاهر شود ، بلكه متن واقع را مطالعه كرده و در مقام تفهيم خواستهاند نقشهء واقع را در انظار عموم بگذارند ؛ لذا نقشه را مطابق با متن واقع به صورت الفاظ درآوردهاند . سابقاً گفتيم كه : قوهء محض يعنى هيولاى اولى كه لا متحصل است با فعليات متحد مىشود . مثلًا قوهء ناميه ممكن است در چند مسير كوتاه و طولانى كه مقصد در بعضى ، وقوف در منزل اول بوده و در بعضى منزل اول مقصد نباشد واقع شود . مثلًا گاهى در مسير تكامل در دانهء درخت قرار گرفته و طالب مرتبهء اول كمال يعنى صورت شجريه است . اين است كه از وقتى كه دانه در دل خاك قرار گرفت ، در كمّ حركت نموده و همين طور به تدريج در جوهر حركت مىكند و همين كه صورت شجريت پيدا نمود ، به آرزوى خود رسيده و وقوف كرده و از حركت باز مىايستد و بعد از آن ديگر هنگام فساد رسيده و سرخى چهرهء برگ آن از بين مىرود . و بالجمله : وقتى دانه به صورت شجريت رسيد ، ديگر از حركت جوهريه افتاده و اين منزل به شرط لاست ، يعنى بعد از اين با چيز ديگرى جمع نخواهد شد و اين نقطه ، آخرين مرحلهء سير است و ديگر بناى تكامل نداشته و فساد بر او عارض خواهد شد ، اين قد و قامت